تبليغاتX
نوستالژیا

بيانيه همايش يك دهه داستان نويسي شاهرود

 

زاده شدنش به دير خواهد انجاميد     خود اگر زاده تواند شد...

آنچه ادبيات داستاني را در شاهرود پديد آورد، نه يك رويكرد صرفاً ادبيانه و يا روشنفكرانه‌ي ناشي از برخورد با موقعيت تازه‌ي فرهنگي اجتماعي به ادبيات در مقابل جريان سنتي و ريشه‌دار در اين شهر بود بلكه يك ضرورت بروكراتيك بود كه مي‌خواست محافل هنري و ادبي نهادهاي دولتي چون حوزه‌ي هنري و اداره‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي را جاني تازه بدهد. بنابراين ادبيات داستاني از راه سازوكارهاي بروكراتيك به درون فضاي فرهنگي شهر راه يافت و از همين راه نيز تا مدت‌ها به حيات خود ادامه مي‌داد. زعما و متوليان ادبيات داستاني در اين شهر بنا به ضرورت از سوي كارگزاران فرهنگ اديب مي‌پروردند و داستان‌نويس و شاعر روانه‌ي فضاي فرهنگي هنري شاهرود مي‌كردند. آنچه بارزه‌ي ادبيات داستاني در اوايل كارش در اين شهر بود، رويكري كهنه به آثار پايه و كلاسيك، تئوري داستان از آثار خارجي چون هنر رمان فورستر و ؟؟؟؟؟ سامرست موام گرفته تا آثار نويسندگاني چون جمال ميرصادقي، محمدعلي جمالزاده، چوبك، بزرگ علوي و ديگران به مثابه‌ي وحي منزل راه‌گشاي نويسندگان جوان و علاقمند بود. اين رويكرد را ولي نمي‌توان نوعي كلاسيسيزم مقلد و منسجم و خصيصه‌ي جريان‌هاي ادبي و هنري اوليه در فضاهاي بدون تاريخي مشخص از ادبيات و هنر دانست، بلكه نوعي كهنه‌گرايي بي‌ريشه بود كه ناشي از كم‌اطلاعي و ناآگاهي داستان‌نويسان از بستر فرهنگي اجتماعي پيدايش اين هنر چه در اروپا و چه در ايران و نيز جريان‌هاي مدرن و آوانگارد داستان‌نويسي در اين ممالك بود. اين گونه داستان‌نويسي تنها به سرگرمي بعدازظهر يكي از روزهاي هفته كه تنها موجوديت هنري و فرهنگي‌اش محدود به يك ساعت مشخص بود، فروكاسته مي‌شد و عصر داستان‌ها و جشنواره‌هاي داستان‌نويسي نيز كه برگزار مي‌شدند، به مثابه‌ي حاشيه‌اي بر كارگاه‌ها و جلسات شعر بودند. اين تلاش‌هاي كم‌رمق و ضعيف خاستگاه اوليه‌ي جريان‌هاي هنري و ادبي را شكل دادند، كه براي مدتي توسط جريان‌هاي نيرومندتر بلعيده شد و تنها كورسويي از آن به چشم مي‌آمد كه بسيار مايوس‌كننده هم بود. كارگاه‌هاي داستان آنطور كه اداره مي‌شد توان پيش بردن جريان نوپا و كم‌رمق داستان‌نويسي را در اين شهر نداشت. اولين جرقه‌ها خودبه خود خاموش شدند و حلقه‌هاي مراد و مريدي حاصل از اين جريان‌هاي بي‌ريشه‌ي فرهنگي از هم گسستند. اين وضع اما ديري نپاييد. نياز به ساختمان‌باوري و انديشمندي توأم با پيگري و استمرار عناصر نوانديش‌تر و تواناتر را وادار ساخت تا جاني تازه به كالبد اين هنر بي‌رمق بدمند. جرياني تازه كه ملهم از آثار تازه چاپ شده‌ي نقد ادبي و داستان بود، تلاش مي‌كرد تا با درك ناقص و ضعيف خود از ترجمه‌ي آثار منتقدان فرانسوي چون رولان بارت، ميشل فوكو و ژاك دريدا به نقد وضع موجود بپردازد و پلي ميان خُردك‌داستان‌هاي نويسندگان جوان و روايت جهاني آثارشان باشد. مؤلفه‌ي اين جريان عمل‌گرا بودن و راديكال بودن بود و براي همين بود كه با چاپ چند اثر تازه بازارش رونق مي‌گرفت و به تدريج كه در صيرورت مي‌افتاد، دچار فرسايش و پوست انداختن مي‌شد گويي شعار اين جريان مي‌بايست جمله‌اي شبيه به اين باشد: «موجيم كه آسودگي ما عدم ماست» و همين گونه نيز شد. فضاي ادبي و فرهنگي كه به سمت ركود گراييد، بارقه‌هاي اين جريان نيز خاموش شدند ولي از خاكستر اين جريان و جريان‌هاي پيش‌تر بارقه‌هاي ظهور و توجه به آثار ادبي بزرگ و تئوري‌هاي مادر در پيوستگي‌شان هنوز مي‌جوشد. نسلي شكل گرفته است با نگاهي متحول به دهه‌هاي گذشته‌ي داستان‌نويسي ايراني و ره‌گيري جريان‌هاي عمده و خُردك‌جريان‌ها كه مي‌تواند فاصله‌ي مورد نظر اين نسل را از نسل‌هاي پيش در تكرار نكردن آثار آنان برجسته‌تر كند. اولين جريان مورد توجه شاگردان و دوستان زنده‌ياد هوشنگ گلشيري هستند كه سعي مي‌كرد با سرسختي كرگردن‌وارش نگاه ساختارگرايانه و زاويه‌ي ديدش به متون كهن ادبي و سنتي را رواج دهد. از معصوم‌ها تا شازده احتجاب و جن‌نامه، از شهريار مندني‌پور تا ابوتراب خسروي، منيرو رواني‌پور تا ميترا الياتي، طيفي از تكنيك‌هاي گوناگون و شيوه‌مندي‌ها را در داستان‌هاي كوتاه و بلند آزمودند و اين آزمودگي در آثار داستان‌نويسان اين شهر و در ذهن نسلي آنان هميشه و همواره اثرگذار بوده است. به اين دليل شايد زاويه‌ي نگاه كارگاه براهني و شاگردانش به دستاوردهاي هوشنگ گلشيري در داستان‌نويسي بسيار مهم باشد. رهايي از صورتي فروبسته با تاكيد بر خصلت ديالوژيك (گفتگويي) داستان بلند و انتقاد از نسل سالم داستان‌نويسان متقدم چه در ايجاد اثري مانند آزاده خانم و چه در نوشتن رويكرد مهم براهني به قصه‌نويسي در كارگاه او موجي را برانگيخت كه موجك‌هاي آن از خلال آثار خود وي مانند روياي بيدار، كيميا و خاك، قصه‌نويسي و ... به نسل نوپاي اين شهر فرصت مي‌داد تجربه‌هاي گذشتگان را در آيندگي‌اش ببينند. شعار «آينده‌ي اثر گذشته‌ي نوشتن ما را تعيين مي‌كند» جايگزين شعار «به سوي متني با افق‌هاي بسته در تاريخ» مي‌شود. هميشه و همواره به سوي متني گشوده بايد حركت كرد. اين گشودگي با تاكيد بر تاخير و تفاوت (تفاخير) روايتيّت يك اثر را و امكان آزادي هنرمند را به رخ مي‌كشد. چيزي كه نثر فني و موجز ديكته شده‌ي كارگاه گلشيري براي مثال فاقد آن است. در اين ميان عنصر طنز، شوخي، گروتسك، پارودي، روزمرگي آثار جريان‌گريز و غيرمحفلي ادبيات معاصر نيز به چشم مي‌آيد و تعداد محدودي نويسنده‌ي صغير مي‌ماند كه علاوه بر رسد جريانات متاخر و متقدم داستان‌نويسي هميشه نگاهي به تك‌داستان‌ها و اين نويسندگان ناسور داشته‌اند. بهرام صادقي، عباس نعل‌بنديان، قاسم هاشمي‌نژاد، بهمن شعله‌ور، شميم بهار، از اين دسته نويسندگان كمتر شناخته هستند. باري و به هر حال ادبيات داستاني امروز شاهرود پايايي و مانايي‌اش را مديون پيگيري و استمرار همه‌ي جريانات ادبي اين شهر است تا ورطه‌هاي گسست را با همدلي و تاكيد بر خوانش آثار ديگران طي كند. چنين باد.

+ نوشته شده در  Wed 7 Jun 2006ساعت 11:12 PM  توسط سیامک مهاجری | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
داستان سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است

پیوندهای روزانه
vikas
مهاوبرا
منصور خورشیدی
علی ملا
کارگاه مجازی ادبیات
محمد رضا رم یار
امین شاکری
مهدی مهرافروز
عکس های من از هند
انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود
رضا عرب پور
بهزاد ناظميان پور
مهران مرتضایی
مسعود تارانتاش (قالپاق)
حميد عرب عامري
سنان طبري
ايمان
كافه كومش(بيخوف)
شعرهاي من
حسین میرباقری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1384
هفته اوّل فروردین 1384
هفته اوّل بهمن 1383
آرشیو موضوعی
داستان هایم
مقالاتم
نوشته های شخصی
از دیگران
پیوندها
تمثيل و تكرير در آثار ابراهيم گلستان
پای صحبت ابراهيم گلستان
حكايتى از روزگار رفته ابراهيم گلستان
ماهي وجفتش
مجموعه مصاحبه­های ابراهیم گلستان با پرویز جاهد
نوشتن با دوربين (رو در رو با ابراهيم گلستان)
كابوس
خشت و آينه
يك داستان از كتاب «مدومه» ابراهيم گلستان مجوز انتشار رفت
نمايش فيلم "خشت و آيينه" ساخته ابراهيم گلستان در گوتنبرگ،
گنجينه های کارگاه فيلم گلستان
گزارش هنری: ابراهيم گلستان، فيلمساز ايرانی
فروغ در ميهمانی خانه‌اش دل به ابراهيم داده بود
دیسیپلین یعنی آزادی آگاه مسلط_گلستان
آثار ”ابراهيم گلستان“ براي تجديد چاپ با مشكل روبه‌روست، ايسنا
مضامين و انديشه هاي مشترک در داستانهاي جلال آل احمد و ابراهيم گلستان
چگونه با ابراهيم گلستان آشنا شديد؟
گفت و گوي رضا جلالي و محمد رضا شاهرخي نژاد با ليلي گلستان
احتمال صرفنظر كردن ناشر «مد و مه» از چاپ كتاب
تناقضات سينماي ايران
مروري بر آثار ابراهيم گلستان
گنجي مدفون
ايستاده در گورستان پرلاشز
شكست 28 مرداد و پس‌لرزه‌هاي آن، در ادبيات ما انعكاس وسيعي دارد
تکه از « نوشتن با دوربين»_ ابراهيم گلستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM