تبليغاتX
نوستالژیا

             چت نظامی به قامت کارناوال

 

 

روزگاري اگر كشوري به سه ابزار توان ديپلماتيك، قدرت نظامي و امكانات و توانايي‌هاي اقتصادي مجهز بود، بي‌ترديد كشوري قدرتمند و داراي اعتباري بين‌المللي مي گشت. اما بعد نيمه دوم قرن بيستم گزينه‌ي ديگري به آرامي مطرح شد كه چندي بعد به مهمترين و اساسي‌ترين عامل موفقيت هر كشوري تبديل شد كه بيشتر از بقيه در آن سهيم مي شد و به مرور، آن سه عامل ديگر را به حاشيه سوق مي داد. اين عامل چيزي نبود غير از رسانه.

اگر زماني نه چندان دور راديوهاي ترانزيستوري جالب‌ترين و عجيب‌ترين اخبار را به دورافتاده‌ترين نقاط دنيا مي‌برد با آمدن تلويزيون تكثير و جهش علم توسط جعبه‌ي جادو خيلي سريع‌تر از آن چيزي كه فكر مي شد مرزها را درنورديد و به واسطه‌ي تلفيق صدا و تصوير حقايق جامه‌ي آراسته‌تري براي عوام پيدا كرد. اما اين پايان ماجرا نبود. كامپيوتر، ماهواره و اينترنت اين جهش را به حداقل خود رساند.

ديگر اطلاق دهكده‌ي جهاني حرفي نو بر سر آرمانگرايي نبودكه عين واقعيت و شكل ملموس هرروزه‌ي مردم جهان شد. حتي كم كم آنقدر ارتفاع ديوارهاي شخصي افراد بالا رفت تا آنها داخل اتاق‌هاي كوچكشان به كامپيوترهاي شخصي‌شان پناه ببرند و حتي ارتباطي كه مي توانست بين دو انسان در فاصله‌هاي عميق مرزي ايجاد شود بيشتر از رابطه‌ي افراد با نزديكان خود شد. پديده‌ي جانبي ديگري كه همراه اينترنت وارد زندگي مردم شد پديده‌ي چت بود و از آن رو پديده نام گرفت كه به راحتي ديوارهاي ضخيم فردگرايي و زندگي خصوصي افراد را كه با مدرنيته آمده بود در هم ريخت و به خصوصي‌ترين لحظات افراد راه پيدا كرد. مهمترين ويژگي چت اين است كه جهان را در معرض يك گفتگوي همه جانبه قرار مي دهد و اين گفتگو از دل كارناوال بيرون مي آيد كه منجر به شكل‌گيري رمان از نوع چندصدايي‌اش مي شود. پولي‌فوني يا چند آوايي اصطلاحي است كه در موسيقي به كار مي رود. ملودي راستاي افقي يا خطي موسيقي محسوب مي شود و هارموني راستاي عمودي‌اش. دقيقا در نقطه‌ي برخورد و تصادم اين دو گفتگو شكل مي گيرد. نظام چت را مي توان نوعي كارناواليسم دانست، زيرا كارناوال از ديد باختين اين است كه زبان و جهان‌بيني حاكم را به مضحكه مي گيرد و تلاش براي واقع‌بيني و بررسي قضايا از ديدگاه متفاوت را دارد. در كارناوال است كه چندصدايي مطرح مي شود. طبقات اجتماعي واژگون مي شود و همچون نمايش بالماسكه هر كس پنهان در نقابي صورت و شكل خود را حذف مي كند و ديگران را به گفتگويي آزاد فرا مي خواند. در نتيجه اين گفتگو به قول باختين دنياي خنده است. چيزي كه باختين خود در كتاب آثار رابله و فرهنگ مردمي در سده‌هاي ميانه و رنسان در پي اثبات آن بود. وي در فصل نخست اين كتاب با نام رابله و تاريخ خنده، به اين جمله‌ي الكساندر هرتسن اشاره مي كند: «كاري جذاب‌تر از نگارش تاريخ خنده نيست.» به قول باختين بعد از رنسانس بود كه طنز و هجو جايگاه واقعي خود را يافت. نمونه‌‌هاي اين خنده و كارناوال را به وضوح در نمايش سياه‌بازي و روحوضي خودمان ديده‌ايم يا جشني كه هر ساله بعد از روزه‌ي چهل روزه‌ي كه به آن انابت گفته مي شود برپا مي شود. در اين جشن يك هفته‌اي جمله سياستمداران و مقامات رسمي را به مسخره و انتقاد مي گيرد يا مراسم عيد پاك كه هر ساله در نخستين يكشنبه سال برپا مي شود. اما چت يك كارناوال جهاني، همه‌گير و مدرن است. در كارناوال چت احتياج به ماسك زدن و پوشيدن لباس‌‌هاي رنگارنگ نيست زيرا مهم‌ترين ويژگي اين كارناوال غياب مولف است. مولفي كه از قرن نوزده به بعد سر و شكلي پررنگ تر پيدا كرده بود و نام زرينش همواره جلوتر از اثرش در حال حركت بود اينك در اين كارناوال جهاني به مرگ خودش تن در داده است و به متن بازگشته است. در نظام چت همچون كارناوال هر چه مقتدر، سخت و سفت يا جدي است واژگون مي شود اما چيزي كه كارناوال چت را با كارناوالهاي ديگر متمايز مي كند غياب مولف است كه در كارناوال چت حاكم است زيرا باختين به واسطه‌ي نظام انديشگاني‌اش كه متاثر از ذهن و زبان روسي است به فربه كردن كذايي مولف در غالب چهره‌هاي رنگارنگ شركت‌كننده در كارناوال اهميت مي دهد. اما در كارناوال چت با حذف كامل مولف اين شكل پولي فوني و چندصدايي آزادانه‌تر و بدون حضور قيم‌مآبانه خود شكلي انفجاري تر و معترض‌تر دارد. ويژگي ديگر اين نوع كارناوال تكيه بر كلمه در رسيدن به نهايت ايجاز است. چيزي كه نه تنها در كارناوال هاي گذشته وجود نداشت بلكه حتي اين هجو كردن و به نقد كشيدن با زياده‌گويي مترادف مي گشت.

در چت كلمه در نهايت اختصار خود چه از نظر محتوا و چه از نظر شكل قرار دارد. جنس گفتگو در چت را مي توان به جنس عادت‌هاي رفتاري يك جامعه تعميم داد. حتي به شكل يأس يك جامعه، زيرا چت اصلاً يك نظام زباني است نظامي كه برخلاف نظام زباني فردينان دوسوسور –زبان‌شناس سوئيسي- دال‌هايي الزاماً براي رسيدن براي رسيدن به مدلول نيست.  در نظام چت نظام دال‌ها بسيار محدود است اما سرريز مدلول‌ها بسيار گسترده و اين نشات گرفته از يك ايجاز و خلاصه‌گويي مدرن است. با نظام چت انسان دوباره به لوگوس بازگشته به كلمه، كلمه‌اي در عصر كلاسيك بسيار مقدس بوده است تا حدي كه خداوند تنها خود را به وسيله كلمه به انسان معرفي كرده است. خداوند در قرآن است كه به قلم و آنچه نوشته مي شود قسم مي خورد. در ابتداي انجيل يوحنا هم مي خوانيم: « كه در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و خدا كلمه بود.»

و مهمترين وجه كلمه پوشيدگي است. عنصري كه خداوند به وسيله آن پوشيدگي اختيار مي كند. در نظام چت هم چيزي كه بيشتر ايجاد علاقه مي كند اين پنهان شدن در پشت واژه است كه معناي فرديت شخصي را عقب و عقب‌تر مي‌اندازد. در واقع كلمه همان ماسكي است كه در كارناوال‌هاي كلاسيك بر چهره‌ي افراد مي بينيم و اين كاركرد كلمه ما را از شكل ظاهري احوال‌پرسي كردن‌هاي معمولي وارد يك فضاي بينامتني بين انسان‌ها مي كند كه مي تواند سرآغازي براي انسان‌شناسي مدرن باشد.

با اين حساب حال مي توان با جرئت اذعان كرد كه نظام چت همچون همه‌ي كارناوال‌ها يك متن است. با مولفين مرده‌ي بيشمار، بازي دال‌هاي فراواني است كه هرگز به مفهومي واحد نمي‌رسد زيرا چندصدايي و گفتگو جزء لاينفك آن است.

بايد منتظر ماند و ديد كه دنياي كارناوالي چت با همه‌ي شكل‌هاي ظاهري ناهنجارش چه تاثيري بر ذهن و زبان رمان آينده خواهد داشت تاثيري كه نه تنها بر رمان كه بر شكل زبان و ذهن جامعه هم تسرّي پيدا خواهد كرد.

+ نوشته شده در  Mon 10 Jul 2006ساعت 2:55 AM  توسط سیامک مهاجری | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
داستان سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است

پیوندهای روزانه
vikas
مهاوبرا
منصور خورشیدی
علی ملا
کارگاه مجازی ادبیات
محمد رضا رم یار
امین شاکری
مهدی مهرافروز
عکس های من از هند
انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود
رضا عرب پور
بهزاد ناظميان پور
مهران مرتضایی
مسعود تارانتاش (قالپاق)
حميد عرب عامري
سنان طبري
ايمان
كافه كومش(بيخوف)
شعرهاي من
حسین میرباقری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1384
هفته اوّل فروردین 1384
هفته اوّل بهمن 1383
آرشیو موضوعی
داستان هایم
مقالاتم
نوشته های شخصی
از دیگران
پیوندها
تمثيل و تكرير در آثار ابراهيم گلستان
پای صحبت ابراهيم گلستان
حكايتى از روزگار رفته ابراهيم گلستان
ماهي وجفتش
مجموعه مصاحبه­های ابراهیم گلستان با پرویز جاهد
نوشتن با دوربين (رو در رو با ابراهيم گلستان)
كابوس
خشت و آينه
يك داستان از كتاب «مدومه» ابراهيم گلستان مجوز انتشار رفت
نمايش فيلم "خشت و آيينه" ساخته ابراهيم گلستان در گوتنبرگ،
گنجينه های کارگاه فيلم گلستان
گزارش هنری: ابراهيم گلستان، فيلمساز ايرانی
فروغ در ميهمانی خانه‌اش دل به ابراهيم داده بود
دیسیپلین یعنی آزادی آگاه مسلط_گلستان
آثار ”ابراهيم گلستان“ براي تجديد چاپ با مشكل روبه‌روست، ايسنا
مضامين و انديشه هاي مشترک در داستانهاي جلال آل احمد و ابراهيم گلستان
چگونه با ابراهيم گلستان آشنا شديد؟
گفت و گوي رضا جلالي و محمد رضا شاهرخي نژاد با ليلي گلستان
احتمال صرفنظر كردن ناشر «مد و مه» از چاپ كتاب
تناقضات سينماي ايران
مروري بر آثار ابراهيم گلستان
گنجي مدفون
ايستاده در گورستان پرلاشز
شكست 28 مرداد و پس‌لرزه‌هاي آن، در ادبيات ما انعكاس وسيعي دارد
تکه از « نوشتن با دوربين»_ ابراهيم گلستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM