تبليغاتX
نوستالژیا

 

ترم جديد كار گاه داستان و مرضي به نام بهرام صادقي!!

 

ترم جديد كار گاه تخصصي داستان در حالي از سه شنبه (17 مهر ) كار خود را آغاز مي كند كه ترم تابستان را بي شك بايد يكي از موفق ترين دوره هاي كارگاه داستان تلقي كرد هر چند ترم ياد شده دقيقا با اهداف از پيش تعين شده همخواني نداشت اما حداقل براي من بسيار مفيد و با اهميت بود اين كار گاه چه از نظر كمي وچه از نظر كيفي با استقبال خوبي روبروشد. بر طبق برنامه ريزي كار گاه در اين دوره هر كس بنا به علاقه خود سعي كرد روي يك موضوع متمركز شود ونتايج آن را نيز در اختيار كار گاه بگذارد .

اين قاعده براي منهم خارج از استثنا نبود و مطالعه من  بر روي شخصيت و آثار بهرام صادقي در اين ترم شناسي بسيار حائز اهميت بود اينكه بهرام صادقي بيش از هر نويسنده اي  در اين كشور با مغفول ماندن آثارش مواجه شده و اگر دو دهه پيش با ناخوانايي هايي مواجه شده بود اينك در فضاي نقادي و ادبيات معاصر بيش از هر نويسنده اي با  بد  خواني هايي مواجه شده است اگر كمي صداقت بخرج دهيم بايد بگوييم در مورد اين نويسنده حتي يك نقد مورد توجه به چاپ نرسيده ومجموعه نوشته هاي چاپ شده در مورد وي فاقد ارزش است. يا  صادقي مجموعه اي از خزعبلات را در كنار هم قرار داده است ويا  بر مبناي آن توهم تاريخي ايراني  قبل از كشف پست مدرنيست! او داستان پسدرن مي نوشته گويي اين شكل نقد(زنگي زنگي، رومي رومي) از فضاي نقادي ادبيات وانديشه در اين كشور جدا ناشدني است

بي شك داستانهاي غير منتظر و داستان سنگر وقمقمه هاي خالي از بهترين و شايد بهترين داستانهاي كوتاه فارسي باشند هرچند بخش قابل توجه يي نيز از داستانهاي صادقي به همان دغدغه هاي ايدئولوژيك و شبه ايدئولوژيك ادبيات ايران محدود مي ماند مانند داستان كشف حجاب اما با اينهمه در دوره اي از تاريخ ادبيات داستاني ايران يك رويگرداني ادبي به بهرام صادقي مي توانست شكل داستان نويسي ايران را با تفاوت هاي ماهوي روبرو كند و اگر نخواهيم بدبينانه قضاوت كنيم بايد بگوييم رويكرد امروز ادبيات جوان داستان نويسي به صادقي نه تنها نمي تواند سود مند باشد كه شايد مخرب نيز باشد آنچه در بهرام صادقي مورد توجه واقع شده يعني نگاه وي به روايت و پاساژهاي خاص روايتي چندان موضوع مهمي نيست نكته مورد توجه در آثار صادقي از نگاه او به زبان منتج مي شود صادقي دقيقا به انداز گلشيري در توجه به زبان در داستان صاحب نقش واهميت است اما تفاوت او با گلشيري در نوع نگاه به زبان است در داستانهي صادقي زبان شكلي از انديشيدن است صادقي با زبان مي انديشد و آن را به انديشه وا مي دارد اما گلشيري زبان را زينت مي كند زبان در داستان گلشيري تزئين است رنگ ولعاب است اما صادقي زبان را مسئله خود مي داند زبان براي او سئوال است ابهام است و نا شناخته تر از آن است كه بشود آن را فربه كرد بخاطر همين است كه اعتقاد دارم گلشيري با همه خدمتي كه به ادبيات ايران كرد اما بزرگترين ضربه ها را نيز با شاگردانش به داستان نويسي ايران وارد كرد و با اين جايزه هر ساله بنياد گلشيري علنا به داستان نويسي زبان ساز دامن زد وشاگردانش نيز در ساختن زبانهاي عجيب وغريب  آنقدرافراط كردند كه فكر كردند وقتي هايدگر مي گويد زبان خانه وجود است آنها هم لابد خانه داراني هستند كه بايد به تزئين ومرتب كردن اين خانه بپردازند!  غافل از اينكه اين خانه از فردوسي به  اين سوء از پاي بست ويران شده بود! !

نكته ديگر در آثار صادقي نگاه او به طنز است كه بسيار حائز اهميت است صادقي را بايد از جمله معدود افرادي دانست كه طنز را از سياسي بازي هاي ژورناليستي جداكرد و طنز او طنز كليشه اي گفتن درد اجتماعي نيست او درد هيچ كس را ندارد درد او در طنز، نفهميدن درد است و ديگر مهم نيست كي ظالم است و كي مظلوم با اين نگاه من اعتقاد دارم طنز افرادي مثل پرويز خطيبي كلا فاقد ارزش است صادقي نشان داد كه مي شود جور ديگري هم طناز بود اما بي خود هم فضا را گل آلود نكرد

به هر رو سخن گفتن از بهرام صادقي فرصت بهتر ومغتنم تري را ميطلبد و اين نوشته را مجال سخن گفتن از آن نيست ترم پاييز كارگاه تخصصي داستان از اين هفته كار خود را آغاز مي كند ونتايج مطالعات تابستان گذشته در اين دوره به ثمر خواهد نشست پس پيش بيني مي كنم ترم جديد ترم پربار و هدمند و پر ثمري باشد

+ نوشته شده در  Wed 4 Oct 2006ساعت 11:43 PM  توسط سیامک مهاجری | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
داستان سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است

پیوندهای روزانه
vikas
مهاوبرا
منصور خورشیدی
علی ملا
کارگاه مجازی ادبیات
محمد رضا رم یار
امین شاکری
مهدی مهرافروز
عکس های من از هند
انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود
رضا عرب پور
بهزاد ناظميان پور
مهران مرتضایی
مسعود تارانتاش (قالپاق)
حميد عرب عامري
سنان طبري
ايمان
كافه كومش(بيخوف)
شعرهاي من
حسین میرباقری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1384
هفته اوّل فروردین 1384
هفته اوّل بهمن 1383
آرشیو موضوعی
داستان هایم
مقالاتم
نوشته های شخصی
از دیگران
پیوندها
تمثيل و تكرير در آثار ابراهيم گلستان
پای صحبت ابراهيم گلستان
حكايتى از روزگار رفته ابراهيم گلستان
ماهي وجفتش
مجموعه مصاحبه­های ابراهیم گلستان با پرویز جاهد
نوشتن با دوربين (رو در رو با ابراهيم گلستان)
كابوس
خشت و آينه
يك داستان از كتاب «مدومه» ابراهيم گلستان مجوز انتشار رفت
نمايش فيلم "خشت و آيينه" ساخته ابراهيم گلستان در گوتنبرگ،
گنجينه های کارگاه فيلم گلستان
گزارش هنری: ابراهيم گلستان، فيلمساز ايرانی
فروغ در ميهمانی خانه‌اش دل به ابراهيم داده بود
دیسیپلین یعنی آزادی آگاه مسلط_گلستان
آثار ”ابراهيم گلستان“ براي تجديد چاپ با مشكل روبه‌روست، ايسنا
مضامين و انديشه هاي مشترک در داستانهاي جلال آل احمد و ابراهيم گلستان
چگونه با ابراهيم گلستان آشنا شديد؟
گفت و گوي رضا جلالي و محمد رضا شاهرخي نژاد با ليلي گلستان
احتمال صرفنظر كردن ناشر «مد و مه» از چاپ كتاب
تناقضات سينماي ايران
مروري بر آثار ابراهيم گلستان
گنجي مدفون
ايستاده در گورستان پرلاشز
شكست 28 مرداد و پس‌لرزه‌هاي آن، در ادبيات ما انعكاس وسيعي دارد
تکه از « نوشتن با دوربين»_ ابراهيم گلستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM