تبليغاتX
نوستالژیا

نکاتی در باب  هرمنوتیک

 

توضیح :با توجه به برگزاری کارگاه مبانی نقد ادبی در زمستان سال گذشته عدهای از دوستان از من خواستند فیلم جلسه هرمنوتیک را در اختیارشان بگذارم اما تلاش های من برای گرفتن فیلم ضبط شده آن کلاس از حوزه هنری شاهرود بی نتیجه ماند وآنها متسفانه تاکنون در این زمینه همکاری با من نکرده اند با توجه به اهمیت بحث  آن جلسه مجبور شدم چکیده ای از سرفصل های هرمنوتیک را بر روی صفحه بیاورم هرچند که نوشته کنونی بیشتر شکل تالیفی دارد وهرگز از جامع بودن بحث های آن جلسه بر خوردار نیست اما به هر رو مطلبی است که نمی تواند خالی از توجه باشد

 

دربحث هرمنوتيك بايد كمي محتاتانه سخن گفت زيرا بعلت گستره بحث وآراي متفاوتي كه در بين متكلمان اين نحله وجود دارد ممكن است منجر به زائل شدن اين پژوهش گردد. در پارادايمي ترين شكل  مبحث هرمنوتيك بايد ابتدا به ريشه شناسي اين واژه بپردازيم هرمنوتيك از واژه يوناني هرمينا به معناي گشودن رمز از خداي هرمس ريشه گرفته است .كه در  اساطير يوناني هرمس خداي نويد دهنده وپيام آور بود

ارسطو هرمينا را صرفا گشودن رمز تمثيل نمي دانست بل تمامي سخن و دلالت ومعنا را در اين عنوان جاي مي داد با نوشته هاي آگوستين قديس ؛ هرمنوتيك همچون علم تاويل مطرح شد.

واژه تاويل در ميان اديان الهي از ريشه كهني نشات مي گيرد در كابالا و عرفان يهودي از كتاب آفرينش ياد شده است كه رسيدن به تاويل نهايي اش در حكم پايان هستي است ميان مسلمانان اخوان الصفا، حروفيان ، اسماعيليان ، باطني ها واهل تصوف تاويل رمزي كلام خداوند را يكتا راه سعادت مي شناختند.

در تاويل كلاسيك متني كه از سوي خداوند نوشته شده است داراي معنايي باطني است كه كشف آن براي انسان غير ممكن است وتنها ميتواند به معناي ظاهري متن رجوع كند

اما خود واژه تاويل در زبانهاي فارسي وعربي به معناي بازگرداندن چيزي به اول و اصل آغازينش است .تاويل در هرمنوتيك كهن بدين معناست كه متن به هر رو معنايي دارد .كه در اين مورد  مخالفان وموافقاني وجود دارد اما شاخه اي ديگر در هرمنوتيك وجود دارد كه معناي اصيل را مي پذيرد ولي آن را به نيت مولف مرتبط مي داند

در ميان طرفداران كلاسيك هرمنوتيك آگوستين قديس ،از تمايز معناي نخستين يا گوهر هر واژه ،با معناي نخستين آن آغاز مي شود آگوستين هرگونه بيان مجازي را قابل تاويل مي دانست به گمان وي نامهاي خاصي كه در كتاب مقدس آمده است معنا هاي رمزي نهفته دارد و مي پرسد آيا عيسي مسيح با نامگذاري شمعون به پطروس ثابت نكرده است كه نامهاي قديسان دلخواه ومتكي به گزينش فردي نيست .

آيين مسيحيت استوار به هرمنوتيك زبان است نقطه عطف تاريخ تاويل هاي مسيحي پيدايش مذهب پروتستان است متالهين پروتستان از جمله مباحث سوئدنبرگ در انديشه هرمنوتيك اهميت زيادي دارد او معتقد بود كه همچون سه آسمان اعلي،مياني، سفلي سه تاويل قدسي،معنوي وطبيعي داريم معناي طبيعي همان معناي ظاهري است  كه به آن معناي ادبي مي گوييم .معناي معنوي مفهوم ومعناي باطن متن است كه درك آن كاري لست دشوار اما ممكن ،معناي قدسي فهم باطن باطن متن است كه درك آن براي ما آدميان  فاني ناممك ن است .

تكرار حوادث اعلي در دنياي خاكي ، در عرفانم اسلامي بحثي يكسر آشناست هر حكايت بيان يا تقليد رخدادي بيرون زمان ومكان است هانري كربن معتقد بود كه واژه عربي حكايت به دو معناي داستان وتكرار است تمامي حكايت هايي كه در اين جهان مي گذرد ، تقليد حوادثي هستند كه در جان يعني در سماوات رخ مي دهند به همين دليل معناي آنها نيز در جهان ديگر يعني در عالم قدس دانسته است حكايت هايي كه در قرآن مجيد آمده اند داراي معنا هاي قدسي ، باطني و مرموزي هستند كه رخدادهايي در جهان معنا را تكرا ر مي كنند .

اخوان الصفا از جمله نخستين گروه انديشگران مسلمان بودند كه نتنها ميان ظاهر و باطن قرآن مجيد ، بل ميان ظاهر وباطن علم دين وشريعت نيز تمايز قائل شدند آنان به سه گونه متمايز از علم باور داشتند علم ظاهر، چون شناخت احكام وآگاهب به علم اخبار و روايت ها وحكايت ها ،علمي ميان ظاهر و باطن ، كه انديشه در احكام و دقت در معاني ،تفسير تاويل و تنزيل در آن جاي دارد .

وسرانجام علم باطن كه شايسته مومنان راستين و جويندگان علم وحكمت است

 

از تمايز ظاهر وباطن به تمايز ظاهر وباطن مي رسيم تفسير ، بيان معنا هاي ظاهر قرآن مجيد است .تفسير ،بدين بيان شناخت واژگان ، قاعده هاي دستوري ، قاعده هاي ادبي وزبانشناسيك ،اشارات تاريخي ،حقوقي وغيره است .

هدف تفسير درك دقيتر خوانند از متن است تفسير اهميت زيادي در ادراك معناهاي متن دارد .

تاويل اما به معناي بازگرداندن چيزي به اول يا اصل ،يا سرچشمه هر چيز است .

گاه تفسير معنايي چندان گسترده مي يابد كه شامل تاويل هم مي شود همچون مثال تفسير ملاصدرا كه در واقع تاويل كتاب است

در اين مورد ملا صدرا ،حتي اتفهيم باطني ياد كرده است كه شناخت رازهاي درون متن است

اما با اينهمه ومقدمه اي كه در بالا آمد آنچه كه بعدها مارتين هايدگر تحت عنوان پديدارشناسي هرمنوتيك ناميد بحث متفاوت با انچه بود كه در هرمنوتيك كلاسيك از آن مراد مي شد هرچن در كليت وامدار همان ريشه ها بود.

در مباحث هرمنوتيك مدرن هرگز وجود معناي باطني در متن محلي از اعراب ندارد واگر معنايي هم وجود داشته باشد هرگز در اختيار شخص خاصي نيست و خوانش هر فرد از متن با افراد ديگر متفاوت است و هيچ خوانشي بر خوانش ديگر برتري ندارد از اين روست كه رولان بارت مي گويد ديگر منتقد قول بي شاخ و دمي نيست كه از معناي نهايي متن آگاهي داشته باشد و ديگر اصلا وظيفه او نيست كه متن را براي خواننده معنا كند .معنا در جايي نهفته نيست ومنتقد هم كاشف آن نيست او هم تنها به اندازه همگان از متن سهم دارد .

براي رسيدن به نظريات رولان بارت علم هرمنوتيك كه اينك برچسب علم را نيز به سختي حمل مي كند را پر فراز ونشيبي را پشت سرگذاشت بحث هاي شلايرماخر ،گادامر ،ريكور،هابرمارس و ياس ازجمله جدل انگيز ترين ودر عين حال راهگشا ترين مباحثي بود كه در خدمت هرمنوتيك وتفسير متن قرار گرفت.

شلاير ماخر هرگونه تلاش براي شناختن متون از راه زندگي مولف آنها را محكوم به شكست مي دانست و مي پرسيد آيا ما چيزي از زندگي افلاطون وارسطو مي دانيم . شلاير ماخر اساسا به نيت مولف باور نداشت و مي گت مولف از آنچه آفريده بي خبر است و همواره سويه هايي از اثر خود را نمي بيند

تاثير هرمنوتيك شلايرماخر بر هايدگر و شاگردش بولتمان بر كسي پوشيده نيست

بولتمان در مقاله مساله هرمنوتيك (1950)تاكيد كرد كه در هر تاويل نكته مهم و آغازين مناسبت هستي شناسانه اي است كه مولف و تاويل كننده با موضوع تاويل ،يا نكته هاي اصلي مورود تاويل   درمتن برقرار كنند .

درمورد ديلتاي نيز بايد افزود فهم نظريه وي در مورد تاويل بايد تمايزي كه او ميان دو گونه عملي شناخت علمي گذاشت اهمييت اساسي دارد  به نظر او شناخت در علوم فيزيكي ،از شناخت در علوم انساني يا تاريخي جداست .

روش علوم فيزيكي ابژه اي است كه ساخته انسان نيست به خلاف،روش علوم انساني گامي است به سوي شناخت و ادراك معناي پديدارهاي تاريخي مورد شناخت و موضوع اين علوم خود سوبژه يا شناسنده را نيز در بر مي گيرد روش علوم فيزيكي يا طبيعي روش استقرا علمي است .وروش علوم انساني تاويل است.

با اينهمه تاريخ پر فراز ونشيبي كه علم هرمنوتيك دارد و توضيح آن در اين مجال نمي گنچجد اما يك نكته اساسي را بايد در هرمنوتيك در نظر داشت كه آغاز پژوهش حاضر نيز است و آن اينست  هزمنوتيك درست آنجا به معناي كامل واژه آغاز مي شود كه معناشناسي كار خود را به پايان رسانده و قادر به پيشرفت نباشد .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Thu 9 Nov 2006ساعت 11:49 AM  توسط سیامک مهاجری | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
داستان سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است

پیوندهای روزانه
vikas
مهاوبرا
منصور خورشیدی
علی ملا
کارگاه مجازی ادبیات
محمد رضا رم یار
امین شاکری
مهدی مهرافروز
عکس های من از هند
انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود
رضا عرب پور
بهزاد ناظميان پور
مهران مرتضایی
مسعود تارانتاش (قالپاق)
حميد عرب عامري
سنان طبري
ايمان
كافه كومش(بيخوف)
شعرهاي من
حسین میرباقری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آذر 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1384
هفته اوّل فروردین 1384
هفته اوّل بهمن 1383
آرشیو موضوعی
داستان هایم
مقالاتم
نوشته های شخصی
از دیگران
پیوندها
تمثيل و تكرير در آثار ابراهيم گلستان
پای صحبت ابراهيم گلستان
حكايتى از روزگار رفته ابراهيم گلستان
ماهي وجفتش
مجموعه مصاحبه­های ابراهیم گلستان با پرویز جاهد
نوشتن با دوربين (رو در رو با ابراهيم گلستان)
كابوس
خشت و آينه
يك داستان از كتاب «مدومه» ابراهيم گلستان مجوز انتشار رفت
نمايش فيلم "خشت و آيينه" ساخته ابراهيم گلستان در گوتنبرگ،
گنجينه های کارگاه فيلم گلستان
گزارش هنری: ابراهيم گلستان، فيلمساز ايرانی
فروغ در ميهمانی خانه‌اش دل به ابراهيم داده بود
دیسیپلین یعنی آزادی آگاه مسلط_گلستان
آثار ”ابراهيم گلستان“ براي تجديد چاپ با مشكل روبه‌روست، ايسنا
مضامين و انديشه هاي مشترک در داستانهاي جلال آل احمد و ابراهيم گلستان
چگونه با ابراهيم گلستان آشنا شديد؟
گفت و گوي رضا جلالي و محمد رضا شاهرخي نژاد با ليلي گلستان
احتمال صرفنظر كردن ناشر «مد و مه» از چاپ كتاب
تناقضات سينماي ايران
مروري بر آثار ابراهيم گلستان
گنجي مدفون
ايستاده در گورستان پرلاشز
شكست 28 مرداد و پس‌لرزه‌هاي آن، در ادبيات ما انعكاس وسيعي دارد
تکه از « نوشتن با دوربين»_ ابراهيم گلستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM