![]() |
![]() |
|
|
این درخت وقتی شکوفه داد تو را خواستم
این درخت وقتی برگ داد تو را خواستم این درخت وقتی میوه داد تو را نچیدم این درخت وقتی برگ بریزد می ری زم از تو می افتم غروب غمگین خیابان مهدیه ۶مرداد۸۶ |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
داستان سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان هایم مقالاتم نوشته های شخصی از دیگران |
|
RSS
|