![]() |
![]() |
|
|
به مناسبت تولد گانش خدای بزرگ هندوها
هند بر سر یک دو راهی تاریخی ...
شاه بازگشت!قصد دیدار همسر کرد شاه بانو در حمام بود و پسر که پدر ندیده بود راه بر او بست پدر شمشیر کشید و سر از تن جدا کرد وفرزند تلف شد! مادر چون بیامد شیون بسیار کرد و پدر را بانگ زد آنکه گردن زدی فرزندت بود شاه بر آشفت در آن دم فیلی گذر می کرد شمشیر کشید و سر فیل به جای سر فرزند گذاشت و این گونه شد که بر طبق روایاتdiwalli(جشن سال نو تقویم هندوها)تولد دوباره گانش ganeshاز سر گرفته شد گانش اولین فرزند شیوا و پارواتی خدای هوش و ذکاوات است .بعضی مفسرین شرح داده اندکه نام خدای گانش به معنی خدای صاحبخانه است در فرهنگ اولیه سانسکریت در باره گانش آمده است:"آن یک کسی که یک عاج دارد!" آمده است که پارواتی گانش را از چوب درخت صندل خلق کرده و روح در او دمیده این روزها درسرتاسر خیابان های هند مجسمه های ریز و درشتی دیده می شود از خدای بزرگ هندوها گانش که امروز تولدش است تمام خیابان ها آذین بندی شده و قرار است این مراسم پس از 12 روز با ریختن مجسمه های گانش در دریاچه حسن ساغر به پایان برسد
![]() در مورد گانش تفاسیر لغت شناسی بیشماری در منابع انگلیسی موجود است اما آنچه را من در ترجمان اندک خو یافتم همچون اغلب خدایان هندو ترکیبی بود از فانتزی و وحشت! و قتی دیروز به همراه دوست هندیم بر معبد بزرگ حیدر آباد در امدیم بیشتر تقابل این فانتزی و وحشت را درک کردم بر سر در معبد باشکوه مجسمه ای از "سی تا" دیده میشد با دستهای که در پشتش دایره وار چون خورشیدی بودند و دیگر خدایان هندی در دو سویش : خدایی با سر میمون .گانش با سر ی از فیل و رنگ های شاد صورتی و زرد وقرمز بیش از آنکه آنها را در قامت خدایان بازنماید آدم را یاد انیمیشن های فانتزی هالیودی می انداخت ! در هر طبقه چند خدا در اتاقک ها مجزا قرار داشتند مردم مراسن آینیی را در مقابل هر خدا انجام می دادند در چهرهایشان ترس و ندامت روان بود. بر سر در منزل هر خدا زنگوله ی بزرگی آویزان بود هر که از راه می آمد چند ضربه می زد و به رسم هندوها دست در مقابل صورت قرار می داد وطنین زنگها در هم می آمیخت و فضا به خلسه آمیخته می شد بعد راهب هندو جلو می آمد خال بر پیشانی می گذاشت و کلاه نقره فام بر سر و در کاسه دستش آب مقدس می ریخت تا نیم بنوشد و نیم بر سر بپاشد در یکی از طبقات دختری هندو بر زمین نشسته بود و زنگی بر سنگ می کوفت و آوازی هزین می خواند و جمعیت نجوا می کردند و کسانی به طواف مشغول بودند مجسمه بزرگی از گانش در سرا پرده پنهان بود خدم و حشم دورادور می دویدند و تکاپو بسیار بود و مردم نماز می خواندند بر در گه گانش تا آنکه لحظه پرده برداری رسید و عود ها سوزاندند و آوازها خواندند و گریه ها سر دادند تا گانش در روز تولدش دوباره رخ بنماید همان خدای فانتزی رنگارنگ ! یکاز بهم تاکید کرد که مراقب باشم و هر کاری می خواهم انجام دهم قبلا از عمل به آن با او مشورت کنم تاکید کرد هر عمل ناهنجار من می تواند به خشم هندوهای متعصب منجر شود . براستی جهان شرق جهان ایدئولوژی ها است .جهان تصور ها این روزها که در هندوستان هر روزه با مراسم گوناگونشان آشنا می شوم بیشتر این حس در من قوت می گیرد که هر چه در شرق بیشتر فرو می روی به همان اندزه بیشتر در انتزاع غرق می شوی و به همان اندازه از عمل به رهایی فاصله می گیری داخل معبد بزرگ حیدرآباد با خودم فکر می کردم .ایدئولوژِی غربی بعنی عمل به رهایی یعنی جایگزینی هر تصوری به تصویر بر خلاف آنچه در شرق اتفاق می افتد یعنی ربط دادن هر تصویری به یک تصور بزرگ تر که گاهی حتی اصل تصویر را بخشی از خود می کند! قصد این اندک برتری دان به یکی به نفع دیگری نیست که نفعی در کار نیست بلکه هر آنچه است شکافی است عمیق بین جهان شرق و جهان غرب که به نظر غیر قابل پر کردن است .حال که به این جا رسید بد نیست نقش گسترش غرب در هند جدید را از نظر بگذرانیم اساسا مردم هندوستان پیوند عمیق و نزدیکی با طبیعت دارند .حیوانات بسیاری در زمره خدایان آنها قرار می گیرند و تقدس بسیار برای آنها قائلند به روح اشیا اعتقاد عجیبی دارند سر یکی از کلاس ها شاهد بودیم گج از دست استاد والا قدر بر زمین افتاد و دو تکه شد خم شد گج برداشت به پیشانی مالید بوسد زکری گفت و سخن ادامه داد! در خانه هایشان حیوانات لانه دارند و زیستن با آنها بخش جدایی ناپذیری از زندگیشان است . این آن چیزی است که بر هند قدیم مستولی است اما هند جدید که در حال پا گرفتن است وضعیت پرتناقضی را یدک می کشد چیزی که در اندیشه های کارل مارکس در جامعه ای چون ایران مثل کمدی است.درهند عین واقعیت است و بسیار قابل درک ,اینجا بیشتر آدم می فهمد که سرمایه یعنی چه و چه نقشی می تواند در رویارویی با یک تمدن داشته باشد .چیزی که در هند جدید در حال به وقوع پیوستن است تقابل غول سرمایه داری است در برابر تمدن غنی و پیچیده هندوستان در یک طرف سرمایه داری جدید عمل به رهایی را با کمترین هزینه ها پیشنهاد می کند و در دیگر سو تمدن هندی تلاش می کند از سنت هایش رویگردان نباشد اما آنچه مبرهن است در نبرد نو آنکه سبک تر است بر آن که به یال و کوپال می نازد برتری خواهد یافت.
![]() تصویر آینده هند که توسط نسل جدید آنها در حال رقم خوردن است تصویر هولناکی است .روزانه به شرکت هایی آمریکایی که بخاطر نیروی انسانی ارزان قیمت در هند شعبه می زنند افزوده می شود . در یک خانواده 10 نفره هندی هرکس که به اندازه قابل قبولی به زبان انگلیسی مسلط باشد جذب این شرکتها می شود و به سرعت با پیشنهاد های جدیدی برای زندگی روبرو می شود یک خانواده 10 نفره هندی که تا همین چند سال پیش با ماهی کمتر از 100 دلار در کنار هم زندگی می کردند در حال حاضر به واسطه اشتغال سه نفر از اعضای خانه در شرکت های ذکر شده ناگهان با درآمد 1500 دلار در ماه روبرو می شوند که برای مردم سخت قانع هند که با تکه نانی سیر می شوند مبلغ گزافی است کلاس های زبان به شدت در حال همگیر شدن است تا تعداد بیشتری از تلگو زبانان فقیر هندو جذب شرکت های بزرگ آمریکایی و اروپایی شوند در حال حاضر شرکت TATAدر سرتاسر هندوستان 200000(دویست هزار کارمند دارد)و از ماشین و موبایل ماهواره گرفته تا بیل و پیچ و مهره هم تولید می کندو اخیرا 60 درصد سهام فولاد یک کارخانه بزرگ انگلیسی را خریداری کرده و هر روز تعدا بیشتری از خانواده های هندی را برای کار جذب می کند حال به آهستگی هند جدید بی هویت را می شود دید که به مراکز خرید هجوم می آورند دختران جدید هند ترجیح می دهند به جای بافتن موهایشان همچون هم سلفان سنتی شان(در هند بافتن مو یک حجاب است)موهایشان را کوتاه کنند و به جای ساری شلوارک های کوتاه بپوشند وبه جای اینکه پابرهنه باشند کفش های پاشنه بلند به پا کنند و در مراکز جدید خرید شکل دیگری از زندگی را به دوستان سنتی شان پیشنهاد کنند. پسران امروز هند نیز که در بانک ها و شرکت های خارجی کار می کنند با آن هیکل های نا موزن بدوی کت شلوارهایی را پوشیده اند که کارفرماهایشان برایشان انتخاب کرده اند پسرانی که کراوات هایشان را کسان دیگری برایشان می بندند اما در دیگر سو در محلاتی که نه خبری از فروشگاههای آدیداس است نه ربوک پسران هندی با آن ناخونهای بلند و لباسهای بلند عربی و کلاه های سفیدی که بر سر گذاشته اند بیشتر شبیه شاگردان مکتب خانه های قدیم خودمان هستند که نسبت به هند جدید کاملا بیگانه هستند آنها فعلا ترجیح می دهند به جای تغییر دادن لباسهایشان در صف های طویل سینما زیر باد و باران بایستند و فیلم های روز دنیا را بر روی پرده نقره ای تماشا کنند سینمایی که هند جدیدی را پیشنهاد می کند با آنها که حرف می زنم حرفهای جالبی می شنوم هر چند زبان تلگو نمی دانم اما آنها منظورشان را به خوبی می رسانند وقتی می گویند از آمریکا متنفرند.
![]() این همان طبقه ای از هند است که در آستانه فروپاشی در حال مقاومت است .اما آنچه عیان است غول سرمایه داری به آرامی در حال رام کردن و بلعیدن تمدنی است که هروز یک گام از طبیعت خود جدا می شود چیزی که در مورد مدرنیسم بین هند و ایران تفاوت ایجاد می کند در نوع برخوردی است که با آن می شود ایرانی ها اگر چه هرگز مدرنیته را درک نکردند اما فرهنگ مدرن را پذیرفته اند و آن را در خود جذب کرده اند .امروز برای هر ایرانی مدرن شدن یک دغدغه اساسی است . انسان ایرانی مدت هاست که راضی شده هم چیز را به بهای مدرن شدن قربانی کند و با بی رحمی آنچه را داشته فنا کند .و مقاومتهای سنتی هم در ایران یک پارادوکس مزحک در خود نهفته دارد همان پارادوکس پس زدن در ظاهر و پیش کشیدن در باطن است . حال همگان در ایران برایشان پر و واضح است مباحثی چون مفاسد اقتصادی بیشتر از آنکه ریشه در شبه طبقه جدید ایرانی داشته باشد ریشه در طبقه سنتی دارد که به مال داری مشغول است .و فیلم هایی که در چند سال اخیر در سینمای ایران تولید شد که تکرار همان حاجی آقای بازی ها بود به نوعی موید همین مطلب است. اما در مورد هند وضعیت فرق می کند .هندوستان بخاطر رشد اقتصادی 8 درصدی چند سال اخیر خود و بواسطه نیروی کار ارزان قیمت جذابیت های زیادی را برای سرمایه گذاران خارجی ایجاد کرده تا در گرو به دست آوردن بازارهای جدید جغرافیای فرهنگی آن را نیز دست خوش تغییراتی کنند. اگر زمانی چهارمنار با آن معماری ایرانیش و آن بنای باشکوهش نماد شهر حیدرآباد بود.حال مرکز خرید سیتی سنتر با مهمانان خارجی اش و فروشندگان مدرنش در حال تبدیل شدن به نماد شهری است .که در معادله سنتی اش همیشه معنویت بر ثروت رجحان داشته اما چیزی که میشل فوکو فیلسوف فقید فرانسوی تحت عنوان بحران حاشیه علیه متن از آن یاد می کرد در هندوستان جدید نقش واضح تری دارد. حالا چهارمنار با آن جمعیت انبوهش و فقر فزاینده اش کاملا به حاشیه شهر رانده شد و همه مسیرها بی فروشگاههای اسپنسر و سیتی سنتر ختم می شود اما هند قدیم به جای استقبال از آنها با یک بی تفاوتی از کنار این مراکز می گذرند و وقتی از راننده های تاکسی آدرس مک دونالد را می پرسی سری تکان می دهند که یعنی نمی دانند و واقعا هم نمی دانند .آخرین بار که مک دونالد رفتیم ویکاز هم آمد می گفت تا به حال نه مک دونالد آمده نه سیتی سنتر! می گفت چند سال برای IC IC I BANKکار کرده اما حالا بیرون آمده چون می خواهد آزاد باشد .هند بین یک دوراهی بزرگ قرار دارد پیوستن به جذابیت های ظاهری سرمایه داری یا بازگشت به سنتی که نوید آرامش را می دهد .یا راه سومی که اغلب کشورهای در حال توسعه دچار آن می شوند یعنی ترکیب این دو که در اغلب موارد تبدیل به کاریکاتوری می شود مزحک...! شاید از همین رو باشد که مراسم تولد گانش به سان یک وجدان خفته با شکوه تر از قبل برگزار می شود و جالب این است که بدانید بزرگترین مجسمه گانش در همین شهر حیدرآباد ساخته می شود که مدرن ترین شهر هند به حساب می آید! در هند همه چیز از دو حالت خارج نیست یا زنگی زنگی یا رومی رومی بخاطر همین است که در هند طبقه متوسط که شکل دهنده تغییرات اجتماعی است وجود ندارد. اقلیت ثروت مند رو به گسترش و اکثریت فقیر که در مقابل درهای باز ثروتی قرار گرفته اند که در حال سرازیر شدن به کشورشان است اما برای پیوستن به این موج تصاعدی ثروت باید تکلیف خود را با آنچه داشتند مشخص کنند و هند در مرحله ای انتخاب تاریخی قرار دارد هر روز بر تعداد شرکتهای خارجی که هند را برای سرمایه گذاری انتخاب می کنند افزوده می شود. در دستی شمشیرو در دستی دیگر سر فیلی آنچه از ظواهر پیداست راهی جز این در مقابل هند قدیم متصور نیست هندوها در نوامبر تولد دوباره گانش را جشن خواهند گرفت روزی را که سر از تن جدا شد و سر دیگری جایگزین شد سر فیلی که یک عاج دارد اما آیا سرنوشت نمادین گانش همانی نیست که هند جدید با آن رو در روست ؟
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
داستان سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان هایم مقالاتم نوشته های شخصی از دیگران |
|
RSS
|