![]() |
![]() |
|
|
"مادر به خطاها من هنوز زنده ام" جمله پایانی فیلم پاپیون
تیغه بی رحم زندگی تکه ای از ما را برید و با خودش برد .مهدی مهر افروز دیشب دار فانی را چنان وداع گفت که انگشت نوشتنمان گزیده ماند حال باید از کدام خاطره تکه پاره ام چیزی تعریف کنم از آن خانه کم نور تنهایی ام که با هم گپ می زدیم یا سیگارهای بهمن گازوئیلی که تا ترمینال می سوزاندیم ادبیات شاهرود اولین داغ خود را داد به یادمهدی که عاشق موزیک فیلم پاپیون بود داستانی کوتاه از او و در ادامه موزیک فیلم پاپیون به جز مهدی مهرافروز هیچ ابله ای در مورد این مطلب نظر ندهد!!!
پاپیون. مهدی مهرافروز
کاری کوچک در یک شرکت خصوصی پیدا کرده ام . محل کارم طبقه یازدهم یک آسمانخراش دوازده طبقه است . وقتی می آیم کنار پنجره سیگار بکشم تهران را تماشا می کنم . با همه خاطره هایش و همه زشتی هایش . خاطره هایش دهنم را می گاید و زشتی هایش تسلی ام می دهد که خوب! شاید همه تقصیر ها هم به گردن تو نباشد . یکی از همکارانم روی گوشی موبایلش آهنگ فیلم پاپیون را گذاشته است و هر وقت موبایلش زنگ می خورد این موسیقی ( که همان قدر که زیبا است سرگیجه آور است ) شناور می شود وتوی اتاقها می ییچد سرم را بلند می کنم و تصاویر از جلوی چشمهایم می گذرند . زندان گویان فرانسه . تمساحها . جذامیها و آن عینک ته استکانی . بعد از ظهر ها وقتی بر می گردم خوابگاه توی خیابان هنوز صدا توی گوشهایم است و یاد جمله ای می افتم که پاپیون گفت وقتی سوار بر نارگیلها همراه با موج ماریا از ساحل دور می شد . پاپیون فریاد زد : مادر به خطاها من هنوز زنده ام . |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
داستان سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان هایم مقالاتم نوشته های شخصی از دیگران |
|
RSS
|